|
روستای گفت |
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 19:30 ] [ احمد گفتی ]
[ ]
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 20:40 ] [ احمد گفتی ]
[ ]
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 20:14 ] [ احمد گفتی ]
[ ]
[ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 22:6 ] [ احمد گفتی ]
[ ]
* بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد. * اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید. * خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم. * خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا! * این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت. * وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است. * یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است. * کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند. * آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است. * کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشنی نمی کند. * خدا بی گناه است در پروندۀ نگاه تان تجدید نظر کنید. * ما خلیفۀ خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه. * آنکه خدا را از زندگیش سانسور کند همیشه دچار خود سانسوری خواهد بود. * خدا از آن کس که روزهایش بیهوده می گذرد، نمی گذرد. * بیهوده گفته اند تنها «صداست» که می ماند، تنها «خداست» که می ماند. * روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید. * برای اثبات کوری کافیست که انسان چشم های نگران خدا را نبیند. * شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است. * به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است. * چشم هایی که خدا را نبینند، دو گودال مخوفند که بر صورت انسان دهن باز کرده اند. * امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟ *اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معرفی خواهیم کرد؟ * وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست. * آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو. * خداوند سند آسمان را به نام کسانی که در زمین خانه ندارند امضا کرده است.
[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 17:8 ] [ احمد گفتی ]
[ ]
به نام خدا وصيت نامه برادر پاسدار شهيد آبرودي خدايا شهادت را نصيب من گردان كه شيرين ترين مرگ هاست. (ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون) انان كه در راه خدا كشته مي شوند مرده نپنداريد بلكه آنان زنده اند ونزد خدايشان روزي مي خورند. با درود بر رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران امام خميني و با سلام به شهداي راه حق وآزادي چند كلمه اي را به عنوان وصيت نامه مي نويسم. من پس از پايان تحصيلات متوسطه وبا عشق وعلاقه اي كه به سپاه داشتم وارد اين مكان الهي شدم. چون عشق به الله به من حكم مي كرد كه من پاسدار پرچم امام حسين (ع) باشم و اين راه را با آرزوي شهادت انتخاب نمودم وآرزو دارم كه خداوند مرا در زمره ي شهداي كربلا قرار دهد وسعادت شهادت را نصيبيم نمايد . والان كه اين وصيت نامه را مي نويسم حدود دوماه است كه خدمتگذاري در راه اسلام را در سپاه مي گذرانم و آرزوي من اين است كه عده زيادي از ضد انقلابيون منطقه كه بيشتر كمونه ودموكرات هستند به قتل برسانم و بعدا به ارزوي نهايي ام يعني شهادت در راه خدا برسم . شايد خداي بزرگ بر من حقير رحمي كند وآرزويم براورده شود و شهادت را در آغوش بگيرم. حالا سخناني دارم با خانواده خودم وهمشهريان عزيزم : سلام پدر ومادر عزيز اميدوارم اين آخرين سلام فرزند خود را پذيرا باشيد وسلام اي پدر ومادر عزيز كه چنين فرزندي را براي اسلام عزيز و كوري چشم دشمنان تربيت كرديد وسلام بر پدر بزرگ عزيز و عموهاي گرامي و برادران و خواهران عزيزم . پدرم ومادرم مي دانيد كه من هدفي جز اسلام ندارم و خودتان مي دانيد كه من طالب رضاي خدايم مي باشم و خواهش مي كنم اين وصيت نامه را در تشييع جنازه ام بخوانيد تا همه بدانند كه من و امثال من كه وارد جبهه ها مي شويم فقط خواستار اسلام و قران هستيم و رهبري امام خميني را به جان خريداريم . مادر جان مي دانم داغ فرزندي براي مادر خيلي سخت ومشكل است ولي من از شما انتظار دارم كه مانند بانوي بزرگ اسلام حضرت زينب عليه السلام در برابر مشكلات و داغ فرزندي مقاومت كني وسكوت را تا حد امكان مراعات فرمايي تادشمنان اسلام ومنافقين بدانند كه در هر زماني مادراني شير زن چون پيرو زينب هستند . و فرزندان خود را با افتخار هديه ي اسلام مي كنند . خلاصه پدر ومادر عزيز اگر چه در زندگي ان گونه كه شما قابل بوديد من نبودم واگر چه انچه لازمه ي فرزندي بود من نبودم مرا حلال كنيد ومطمئن باشيد كه در بهشت خوب خواهم بود واز خدا برايتان آرزوي سعادت مي كنم وبه جوانان وطن توصيه مي كنم كه بر خروشند وبه رهبري اين رهبر كبير پرچم اسلام را درسرتاسر جهان برپا كنند . اي جوانان ودوستان همه مسئوليد در برابر ملت هاي تحت ستم فلسطين . لبنان و عراق برخيزيم وبكوشيم تا با ياري الله انها را از زير يوغ چپاول گران نجات دهيم . ما از اين بيشتر از دستمان ساخته نبود حالا نوبت شماهاست چون كه اين انقلاب بر گردن ما مخصوصا جوانان ما سهمي عظيم دارد كه اگر اين انقلاب وجود پيدا نمي كرد ما كه تازه داشتيم وارد خط گناه وشيطان مي شديم بد بخت بوديم پس خدا را شكر ميكنيم كه با بوجود آمدن اين انقلاب جلوي اين راه بد بختي ما گرفته شد . پس ما اگر در برابر اين انقلاب تكه تكه شويم باز هم سهمي بر گردن ما دارد ووظيفه ما اين است كه در اين برهه از زمان به نداي هل من ناصر ينصرني حسين زمان خميني بت شكن پاسخ گوييم و با عظمي راسخ و روحيه اي قوي وارد جبهه هاي حق عليه باطل شويم و دست متجاوز را قطع كنيم . به ياري الله . توصيه ديگرم براي ملت قهرمان ايران اين است كه بي تفاوت نباشيد و هر كدام در هر شغلي ميتوانيد بكوشيد تا اين انقلاب را كه مقدمه اي است براي انقلاب جهان حضرت بقيه الله به پيروزي كامل برسانيد ودر اين راه از هيچ كس نهراسيد كه خداوند با شماست . باز هم به جوانان توصيه ميكنم مخصوصا به هم روستائيان عزيز و دوستان گرامي ام كه به اين گفته شهيد محراب ايت الله دستغيب خوب توجه كنند . ايشان مي فرمايند برلب جوي نشين و گذر عمر ببين. اگر به عمق اين مطلب توجه كنيم ميبينيم كه اين دنيا هيچ ارزشي ندارد وخداوند اين دنيا را براي آزمايش قرار داده است و هيچ ارزشي ندارد و اين عمر براي هميشه باقي نيست ويكي زودتر ويكي ديرتر همه مي رويم . پس چه بهتر كه توشه آخرت را محكم كاري كنيم. پس برادران اگر به زندگي نامه ائمه اطهار نگاه كنيد مي بينيد كه هر كدام با هدف شهيد شده اند پس نكند در رختخواب ذلت بميريم كه حسين(ع) در ميدان نبرد شهيد شد . ونكند در غفلت بميريم كه علي(ع) در محراب عبادت شهيد شد . ومبادا در حال بي تفاوتي بميريم كه علي اكبر حسين در راه حسين وبا هدف حسين شهيد شد. ومبادا از رفتن فرزندان خود به جبهه ها خودداري كنيد كه فرداي قيامت نمي توانيد در محضر خدا جواب زينب را بدهيد. همه مانند خاندان وهب باشيد و مانند مادر وهب بگوييد من سري را كه در راه خدا داده ام پس نمي گيرم . البته من كوچكتر از آن بودم كه وصايايي را تقديم شما كنم واين چند كلمه را بنويسم . انشاالله كه به بزرگي خودتان مرا ببخشيد و هر كس در زندگي يا جاي ديگر كوچكترين خلافي از من ديده باز هم انشاالله مرا مي بخشد وحلال ميكند . وحالا سخناني دارم با اقوام وخويشان در هر شهر وروستايي هستيد اگر واقعا مرا دوست داريد براي من گريه نكنيد . و به جاي گريه كردن راهم را ادامه بدهيد واين كار اگر از دست شما ساخته نيست به جبهه ها كمك مالي كنيد وخداي ناكرده نگوييد بدبخت شد و فلان شد. چون اگر قرار بود بدبخت شوم اين راه را انتخاب نمي كردم . من به بهترين راهها رفتم و به بهترين آرزوهايم رسيدم . ودر آخر به برادران عزيزم مخصوصا جوانان توصيه ميكنم كه اسلام احتياج به كمك دارد ودرخت اسلام براي رشد احتياج به خون دارد واگر به مقدار كافي خون به اين درخت نرسد خشك مي شود و اي ملت ايران براي شما هم در آخر پيامي دارم : از شما تقاضا ميكنم اگر به اسلام معتقد هستيد از رهنمود هاي امام پيروي كنيد ودستورات اسلام را مو به مو اجرا كنيد كه حق پيروز است و سعادتمان در عمل كردن است نه فقط در شعار دادن . خداوند انشاالله اعمال ما را قبول كند و اين جان ناقابل ما را كه از خود اوست قبول كند . خدايا امام امت را تاييد بفرما و عمر او را همچون عمر نوح طولاني كن . دوستان گرامي خودم براي من غم وغصه نخوريد وبه جاي اين كار به خانواده ام و ديگران روحيه بدهيد . اين شعار را بر مزارم بنويسيد وديگر اينكه عكس رهبرم را نصب كنيد . متشكرم . خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگه دار . از عمر ما بكاه و بر عمر او بيافزاي. والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته . 17/1/1362 پاسدار اسلام سيد محمود آبرودي. [ چهارشنبه چهارم اسفند 1389 ] [ 13:31 ] [ احمد گفتی ]
[ ]
اقتصاد اين روستا بر سه محور زراعت، باغداري و دامداري استوار مي باشد. از آنجا كه اين روستا در دو بخش جلگه اي و كوهستاني واقع شده است بيشتر مزارع و زمينهاي كشاورزي در نواحي جلگه اي واقع شده است . اين روستا داراي سه حلقه موتور عميق اختصاصي مي باشد و بعضي از افراد روستا در موتورهاي ديگر نيز شريك مي باشند. بررسي چند مشكل در بخش كشاورزي 1- بالا رفتن هزينه هاي كشاورزي و استفاده هر ساله از زمينها و عدم و آيش كه خود باعث شده آفاتي به دنبال داشته است. 2- استفاده از سيستم آبياري سنتي و غرقابي كه خود باعث هدر رفتن ميليونها مكعب آب مي شود. 3- تكه تكه بودن زمينها و يكپارچه نبودن آنها 4- ادامه روش سنتي كه در گذشته بوده و عدم به كار گيري روش جديد كشاورزي 5- تضميني نبودن بعضي از محصولات كشاورزي از طرف دولت 6- عدم استفاده مناسب از وامهاي كشاورزی.
وسايل كشاورزي اكثر كشاورزان اين روستا از امكانات اوليه كشاورزي در حد رفع نياز خود بهرهمند هستند، از آنجا كه كشور ما در جهت مكانيزه كردن ادوات و وسايل كشاورزي گام هاي مهمي برداشته است به تبع آن اكثر مردم اين روستا از وسايلي از قبيل : تراكتور، تريلي، گاو آهن و ..........برخوردارند و در اين روستا تا به امروز 52 دستگاه تراكتور وجود دارد كه كشاورزان در امور كشاورزي از آن استفاده مي كنند.در ضمن تعداد خودروهای وانت پیکان هم روند صعودی به خود گرفته و روز به روز به تعداد انها افزوده میشود. به طور درصدي مي توان گفت كه به ازاي هر سه خانوار يك دستگاه تراكتور وجود دارد و ناكفته نماند كه اكثر اين تراكتورها بي كارند ، چرا كه آنچنان زمين كشاورزي وجود ندارد كه اين وسائل هميشه به فعاليت بپردازند. اگر به كمك اهالي روستا يك شركت مكانيزه ايجاد شود با چند تراكتور مي توانند به خوبي جوابگوي نياز كشاورزان باشند ولي اين كار به دلايلي امكان پذير نخواهد بود . چرا كه اكثر كشاورزان از اين وسيله نه تنها براي كشاورزي و كشت و زرع استفاده مي كنند، بلكه به صورت يك وسيله نقليه در اياب و ذهاب خود نيز استفاده مي نمايند و همانطور كه قبلا ذكر شد مردم اين روستا علاوه بر زراعت به دامپروري هم مشغول مي باشند كه اين خود نياز به وسيله نقليه اي دارد براي رساندن علوفه براي دامهاي خود. در گذشته مردم روستا براي آوردن علوفه، كاه و گندم خود از موتورهاي اطراف از الاغ استفاده مي كردند كه براي اين كار بايد حدود 30 كيلومتر راه را پياده طي كنند. باغداري: باغات اين روستا بيشتر در اطراف روستا مي باشد و ميوه هايي از قبيل : انگور، زرد آلود ،انار، گردو، گيلاس و ...... مي باشد كه اغلب مورد استفاده خودشان مي باشد و آن مقداري كه مازاد بر نياز خود داشتند به بازار جغتاي يا به سبزوار براي فروش مي برند. مرغ و طيور : در اين روستا بيشتر مردم در خانه هاي خود به اندازه رفع نيازهاي خود مرغ نگهداري مي كنند و مرغ داري صنعتي در اين روستا وجود ندارد ، چرا كه سرمايه گذاري در اين گونه موارد نياز به تخصص و سرمايه بالا دارد و به دليل دير بازده بودن آن كمتر فردي در اين صنعت سرمايه گذاري مي كند. مقدار اندكي بوقلمون، غاز ، مرغابي نيز در اين روستا وجود دارد. صنايع دستي:در گذشته در اين روستا صنايع كوچك زيادي از قبيل ريسندگي و بافندگي وجود داشته و به بافتن پارچه هايي از قبيل كرباس و چادر شب مشغول بوده اند ولي امروزه اين صنايع به كلي از بين رفته است . معدن اسفندقه روستاي گفت: در اين روستا در سال 1341 با شناسايي معدن كروميت كه در كشور معدن مهمي به شمار مي آمد ، شروع به كار كرد و تا اكنون نيز فعاليت هاي اين معدن ادامه دارد و كروم استخراج شده از اين معدن به كشورهاي خارج صادر مي شود و هم اكنون اين معدن توسط خود کارگران اداره میشود. [ چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388 ] [ 14:51 ] [ احمد گفتی ]
[ ]
جشن پديده اي اجتماعي – فرهنگي است و در زمره آداب و مناسك ديني و سنن قومي كه از آغاز تشكيل اجتماعات انساني در هر زمان و در هر تمدني و به هر شكل و صورتي در زندگي مردم جاي ويژه اي داشته است . از اين رو به عنوان پديده اي فرهنگي در دانش مردم شناسي و جامعه شناسي مورد توجه بوده است . مطالعه جشنها از اين لحاظ داراي اهميت است كه زمينه ساز همبستگي و اتحاد رواني مردم و تجلي روح جمعي در جوامع ابتدايي بوده است. بنابراين زماني كه انسان تنها و منفرد است سابقه ديني او بسيار ضعيف مي باشد و هنگامي كه در مراسم و تشريفات گروهي كه انعكاس عواطف و احساسات جمعي است شركت جويد و در نتيجه احساسات آنها كه در اصل اجتماعي بوده است بر اثر استمرار و رسوم دسته جمعي به شكل سنتي قابل احترام و مقدس در اعياد و جشنها تجلي مي نمايد. جشنها و اعياد معمولا داراي دو خصوصيت كلي هستند و به اين سبب شامل دو قسمت مي شود . 1- جشنها و اعيادي كه مربوط به زندگي فرد است . 2- جشنها و اعيادي كه مربوط به زندگي عمومي و اجتماعي است. الف- جشنهايي كه مربوط به زندگي فردي مي شوند از قبيل تولد نوزاد ،ختنه سوران ،ازدواج و عروسي و ..... ب- جشنهايي كه مربوط به زندگي عمومي و جمعي مي شوند. مانند : عيد نوروز، و اعياد مذهبي مانند عيد قربان ، عيد غدير خم و عيد سعيد فطر و ...... الف- جشنهاي فردي ازدواج اهالي اين روستا ازدواج را امري مقدس و واجب مي دانند و معتقدند هر دختر و پسري كه به سن ازدواج رسيده باشد و يا به قول عرف دم بخت باشد بايد ازدواج كند و مجرد زيستي را امري ناپسند مي دانند. سن ازدواج در گذشته بسيار پائين بوده و مراسم عروسي ساده و بدون از هر رنگ و لعابي بوده است . ولي امروزه ميزان مهريه بالا رفته و بر تجمل و خرجهاي اضافي مراسمات عروسي افزوده شده است. بيشتر ازدواجها در فصل زمستان كه فصل بيكاري كشاورزان است صورت مي گيرد. ب- جشنها و اعياد عمومي 1- جشن قربان : اين جشن در نزد اهالي روستا محترم شمرده مي شود . در اين روز اهالي روستا مبلغي را جمع مي كنند و يك گاو يا شتر و يا .......قرباني مي كنند و هر كسي به ميزان مبلغي كه داده سهمي از گوشت قرباني را دريافت مي كنند معمولاً بيشتر افراد روستا در اين قرباني شريك مي شوند. 2- جشن عيد فطر : مراسم عيد فطر در روز اول شوال و بعد از آخرين روز ماه مبارك رمضان بعد از يك ماه روزه داري همانند ساير نقاط كشور در اين روستا نيز برگزار مي شود . شيوه برپايي اين مراسم به اين صورت مي باشد كه اهالي روستا مقداري از فطريه خود را به افراد فقير و بي بضاعت مي دهند و مقداري را هم به مسجد مي آورند و پس از بجاي آوردن نماز عيد اين عيد را به يكديگر تبريك مي گويند. 3- جشن عيد نوروز: عيد نوروز از كهن ترين و بزرگترين جشنهاي ملي است، كه ما ايرانيان در هر جايي كه باشيم آن را گرامي مي داريم عيد باستاني نوروز يكي از سنتهاي اجتماعي است كه بخصوص در روستاها مردم به آن پايبند مي باشند، و همه ساله مردم با خوشحالي از آن استقبال مي كنند به طوري كه اهالي اين روستا يك ماه مانده به عيد نوروز مقدمات وارد شدن به آن را فراهم مي كنند و زنها به كاشتن سبزي و خانه تكاني مي پردازند و همه اعضاي خانواده به خصوص جوانان اقدام به خريد لباس نو مي كنند و براي پذيرايي از ميهمانان تنقلات، شيريني و ميوه تهيه مي كنند. و در اين روستا رسم بر اين است كه قبل از حلول سال نو فردي را كه مورد احترام آنهاست به خانه دعوت مي كنند و معتقدند كه اين فرد براي آنها خوش يمن است. پس از تحويل سال نو لباسهاي جديد را مي پوشند و به همراه خانواده به امام زاده مي روند و پس از زيارت و عيد مباركي به مزار شهدا و اهل قبور مي روند بعد از اين به ديدار خانواده هايي مي روند كه در سال گذشته عزيزي از دست رفته دارند. و پس از آن به ديدار اقوام و خويشان خود مي روند كه اين ديد و بازديد تا روز سيزدهم ادامه دارد. 4- سيزده بدر: در اين روز بر اساس رسم ديرينه اي كه وجود دارد افراد فاميل به صورت دسته جمعي به اطراف روستا و به داخل باغها مي روند و نهار را دور هم صرف مي كنند و بچه ها نيز در اين روز شور و شادماني خاصي دارند. ريسماني از درخت آويزان مي كنند و تاب مي خورند و به كسي كه در داخل تاب بوده با چوب مي زدند و مي گفتند نام نامزدت را بگو و بعد از فراغت از تفريح و استراحت به امام زاده بر مي گردند و پس از زيارت به روستا مي آيند. جشنها و اعياد ديگر: اعياد ديگري هم وجود دارد كه مردم محل در اين روزها مراسم خاصي ندارند مانند :عيد مبعث و ميلاد پيامبر (ص) ولي در تولد امام زمان (عج) بيشتر مردم مراسمات عروس خود را در اين روز فرخنده برگزار مي كنند و اهالي روستا مشعلي را در روي بامهاي خود روشن مي كنند به صورتي كه روستا نورباران مي شود. جشن ختنه سوران نيز اخيراً در اين روستا پررنگ تر شده است وپدر ومادر ها برای فرزند خود در همین جهت مراسم پر شکوهی برگزار میکنند. امامزاده سلطان سید عبد الله
[ دوشنبه دهم اسفند 1388 ] [ 22:31 ] [ احمد گفتی ]
[ ]
امروزه افزايش جمعيت بدون توجه به ميزان امكانات و منابع اوليه به صورت يك مسئله اجتماعي درآمده و توجه بسياري از كارشناسان را به خود جلب كرده است . براي افزايش جمعيت روستاها در دهه هاي گذشته شايد بتوان توجيهي منطقي پيدا كرد ولي در دهه هاي اخير افزايش بي رويه جمعيت خود مي تواند مسائل و معضلاتي براي جامعه و خانواده به وجود آورد. چرا كه در گذشته از فرزندان خود به عنوان نيروي كار استفاده مي كردند و حتي اگر به صورت شبانه روزي هم تلاش مي كردند باز هم نياز به نيروي انساني مشاهده مي شد ، اما امروزه با مكانيكي شدن كارها و وارد شدن ادوات و وسائل مكانيزه كشاورزي، ديگر نياز به نيروي مازاد نخواهد بود. از طرف ديگر بايد توجه داشت كه اگر روند افزايش جمعيت همانند گذشته ادامه پيدا كند برنامه ريزي اقتصادي و اجتماعي جامعه را با مشكلاتي روبرو خواهد نمود. ساخت جمعيت بر اساس آخرين سرشماري تعداد جمعيت اين روستا 700 نفر مي باشد و اين روستا 153 خانوار مي باشد به طوري كه ميانگين افراد 5/3 نفر در هر خانوار مي باشد. بر اساس آخرين آمار سال 87 خانه بهداشت جمعيت زنان 342 و جمعيت مردان 358 نفر مي باشد. زنان شوهر دار 49-15 سال 103 نفر مي باشند. حدود 50% جمعيت روستا كمتر از 24 سال سن دارد و حدود 15% درصد جمعيت بين 19-10 سال قرار دارند. اغلب جوانان به سن ازدواج رسيده در اين روستا ازدواج کر ده اند و سن ازدواج براي پسران به طور ميانگين 23 سال و براي دختران 17 سال مي باشد. نرخ رشد جمعيت را در اين روستا مي توان ثابت دانست ولي در مقايسه با گذشته درصد قابل توجهي كاهش پيدا كرده است ولي از آنجا كه ميزان ازدواج جوانان نيز افزايش پيدا كرده است اگر اينها هر كدام تمايل به داشتن دو فرزند نيز داشته باشند. در سال حدود 10 تا 15 تولد خواهيم داشت. به خاطر باورهاي غلطي كه از گذشته در بين مردم وجود دارد حدود 90 درصد كساني كه باردار هستند تمايل بيشتري به داشتن پسر دارند. وضعيت بهداشت روستاي ما نسبت به گذشته بهتر شده ولي قابل قبول نمي باشند. ميزان مرگ و مير ناشي از بيماريهاي عفوني و واگيردار كه در گذشته شيوع داشته كمتر شده است و بيشتر مرگ و ميرها ناشي از كهولت سن و تصادفات مي باشد. بهداشت اين روستا در سال 1370 به بعد با يك حياط اجاره اي كار خود را آغاز كرد و پس از مدتي با كمك مردم و مركز بهداشت سبزوار بودجه اي براي ساختن اين بنا در نظر گرفته شد. اين ساختمان در زميني به مساحت 500 متر و زير بناي 70 متر احداث گرديد. بهورز خانه بهداشت روستا داراي مدرك پنجم ابتدائي مي باشد.[1] مهاجرت: مهاجرت نيز امروز، مورد توجه بسياري از كارشناسان قرار گرفته است چرا كه اين مسئله مي تواند اثراتي بر جامعه مهاجرپذير يا مهاجر فرست داشته باشد. به طور كلي مهاجرت از روستا به جاهاي ديگر افزايش پيدا كرده است كه اين خود دلايلي را به دنبال دارد كه به طور مختصر بيان مي كنيم: 1- جدا بودن محل كار بعضي از اين افراد از روستا 2- ازدواج اين افراد خارج از روستا 3- عدم وجود امكانات رفاهي در روستا قبل از مهاجرت اين عده 4- تحصيل در خارج از روستا به طور كلي اين روستا مهاجر فرست بوده تا مهاجر پذير به صورتي كه طي آخرين آمار حدود 10 درصد جمعيت روستا كه بيشتر قشر فرهنگي مي باشند تا كنون به شهر مهاجرت كرده اند. مهاجرتهاي فصلي در اين روستا وجود دارد به صورتي كه كشاورزان حدود 6 ماه از سال را براي كشاورزي به شمال روستا مهاجرت مي كنند و در اوايل زمستان بر مي گردند. وضعيت آموزش و سواد در روستا: بدون شك آموزش و پرورش مهم ترين شالوده و بناي هر جامعه است و همانطور كه از نامش پيداست به تعليم و تربيت مي پردازد. آموزش و سواد در ترقي و تعالي نهادهاي اجتماعي و فرهنگي نقش بنيادي و كليدي دارد. وضعيت آموزشي در اين روستا به گونه اي است كه در دهه هاي گذشته به صورت رسمي نبود. بلكه كساني كه تمايل به تحصيل و كسب علم داشتند زير نظر آخوند در آن زمان تربيت مي شدند و فقط سواد خواندن و نوشتن در حد ابتدائي و آموزش قرآن مي ديده اند و بر اساس گفته بزرگان حق الزحمه اين آخوندها را همان شاگردانش تامين مي كرده اند كه مقداري از جو يا گندم يا چيز ديگر بوده است. اما آموزش رسمي در اين روستا از سال 1342 آغاز گرديد كه در كنار آن نهضت سواد آموزي نيز در روستا فعاليت داشته و دارد. تعداد با سوادان در اين روستا اعم از نهضتي و غير نهضتي را مي توان 95 درصد دانست و كليه كساني كه در سن تحصيل قرار دارند با سواد هستند و اين روستا هم اكنون داراي 40 ديپلم مي باشند ، 45 نفر فوق ديپلم و حدود 120 نفر ليسانس كه تعدادي از اينها دانشجو و تعدادي هم مشغول به كارند و بقيه فارغ التحصيل شده اند و فاقد كار رسمي دولتي مي باشند. 3 نفر هم تحصيلات كارشناسي ارشد و دو نفر هم دكتري دارند. در كل اين روستا در مقايسه با روستاهاي اطراف و حتي روستاهاي مناطق ديگر آن طور كه من اطلاع دارم بيشترين قشر تحصيل كرده را دارد و از لحاظ بينش فرهنگي، اجتماعي مي توان گفت در حد بالايي قرار دارد. وضع اشتغال: اشتغال يكي از مسائل مهم مي باشد كه از زوايايي مختلف مي تواند مورد توجه قرار گيرد، چرا كه مي تواند نقش مهمي را در اقتصاد و اجتماع هر منطقه و كشور داشته باشد. همچنين داشتن شغل و كار مشخص مي تواند نقش مهمي در سلامت رواني و اجتماعي افراد يك جامعه داشته باشد. از آنجا كه اقتصاد بين روستا بر پايه كشاورزي مي باشد، برنامه ريزي صحيح و كارشناسانه مي تواند سهم بزرگي در رفع بيكاري داشته باشد. در حالي كه قشر عظيمي از اين جوانان تحصيل كرده هستند نياز به بستري جهت جذب و بهره برداري از آن وجود دارد، چرا كه اگر بستري ايجاد نشود بايد شاهد مهاجرت اين عده به شهرهاي بزرگ و خالي شدن روستا از افراد جوان و خلاق باشيم. وضعيت اشتغال زنان در اين روستا : اكثر زنان روستا به كار خانه داري و در كنار آن در بسياري از فعاليتهاي كشاورزان شركت مي كنند و همپاي مردان خود به كار كشاورزي مشغول مي باشند.(و در ضمن در کنار این فعالیت ها به کار تربیت فرزندان می پردازند)
1- آمار و سرشماري روستاي گفت سال 87. [ یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 ] [ 13:21 ] [ احمد گفتی ]
[ ]
نگاهي كلي به روستاي گفت : گفته مي شود گفت از گبر گرفته شده كه قبلا در اين روستا ساكن بوده اند و قبرهاي آنان در قبرستان روستا موجود مي باشد. در گذشته قلعه قديمي در اين روستا بوده كه رئيس آن الهيار خان بوده است. مير علم كه قصد تجاوز و غارت اين قلعه را داشته در كنار قنات كلاته اعلي سكونت داشته و برجي را براي خود در اين مكان ساخته اند و از تپه بلندي به نام (مير علم) كه در اين مكان واقع است براي ديده باني و كمين خود استفاده مي كرده اند و گفته مي شود كه با توپ به در قلعه حمله كرده اند كه گلوله هاي آن سربي بوده و به وزن 3 كيلوگرم كه آثار آن تا همين اواخر پيدا بود. نا امني در آن زمان به گونه اي بود كه درب قلعه در اول غروب بسته مي شده و در صبح باز مي شده است و آب آن از جنوب روستا از درون باغهاي سناوي به وسيله لوله هايي معروف ( به موري) تامين مي شده است. با توجه به يك سند قديمي كه درون يكي از ديواره هاي قلعه پيدا شده و در سال 1296 ه.ق . نوشته شده روشن كننده خيلي از مسائل و مشكلات آن زمان است .
در اين سند آمده است اين مناطق زير نظر بجنورد بوده و كليه كارمندان دولت بايد حقوق خود را از اين شهر مي گرفتند. ملاغلامعلي از طايفه رجب بوده پايش معيوب بوده و چشمش كم نور بوده. اين شخص كار محاسبات و كتابت را بر عهده داشته است و همچنين آمده است محمد آباد كلاته اي بوده كه توسط بعضي از اهالي اين روستا آباده شده است و هم اكنون با نام «محمدآباد گفت» شناخته مي شود. نرخ گندم در آن زمان سه من و نيم قران بوده روغن خوردن ، من پنج قران- روغن سوخت ، سه قران – محلوج 4 قران- خياط 1 قران- نداف، نيم قران – و وضعيت املاك را در آن زمان بسيار خوب توصيف كرده اند . از كدخداي قديمي گفت به نام امين ياد مي كنند.
1- وجه تسميه و هويت روستاي گفت: بر اساس تحقيقاتي كه از بزرگان و مطلعين شده است، اسم اين روستا در ابتدا «جنرغيان» بوده است كه در قسمت جنوب روستا واقع شده است و تا همين اواخر آثاري هم از آن زمان بر جاي مانده است. بعد از آن به دليل واقعه سيل به شمال روستا و به درون باغهاي گفت فعلي آمده اند و در مكاني به نام «حياط قوچون» مسكون شده اند و بعد از مدتي به مركز روستا آمده اند كه شايد يكي از علتهاي آن وجود تركمن در آن زمان و ناامني كه بر اكثر روستاها حاكم بوده است ، مي باشد . در مركز روستا قلعه و دژي محكم براي خود ساخته اند تا از گزند دشمنان در امن باشند. آثار آن به روشني ديده مي شود كه قلعه اي است و يك دو مركزي دارد و ديوارهاي آن، به عرض دو متر و ارتفاع بيست متر مي باشد و دور اين قلعه برج و باروهايي به فاصله معيني قرار دارد كه تيراندازها در بالاي اين برجها به نگهباني مشغول بوده اند. قدمت اين روستا دقيقا مشخص نيست، ولي از روي قبرهاي موجود مي توان گفت كه از زمان فتحعلي شاه قاجاريه به بعد افراد در اين روستا سكونت داشته اند. در مرآه البلدان آمده است، گفت روستايي كوه پايه است كه آب آن را از قنات تامين مي شود. روستاي گفت يكي از دهات شهرستان جغتاي خراسان رضوی است. آقاي دكتر علي اكبر دهخدا در لغت نامه ، ص 335 آورده گفت دهي از دهستان بخش جغتاي مي باشد. دكتر لطف الله مفخم در فرهنگ آباديهاي ايران جلد اول صفحه 411 گفته، گفت از دهات سبزوار محسوب مي شود. در كتاب جغرافيا و اسامي دهات كشور (نشريه اداره كل آمار و ثبت احوال) صفحه 155 نوشته « گفت از روستاهاي شهرستان سبزوار به شمار مي آيد» آقاي دكتر محمد حسين پاپلي در فرهنگ آباديها صفحه 488 نوشته «گفت از آباديهاي سبزوار شمرده مي شود» در فرهنگ جغرافيايي ايران جلد نهم، صفحه « گفت از دهات بخش جغتاي شهر سبزوار است » 2- موقعيت و مشخصات جغرافيايي: روستاي گفت از طرف جنوب به كوهها كه معدن كروميت گفت در اين قسمت قرار دارد منتهي مي شود و از شمال به دشت و باغات منتهي مي شود و از مغرب به روستاي جبله و از مشرق به شهرستان جغتاي منتهي مي شود . اين روستا 57 درجه و 1 دقيقه طول جغرافيايي و در 36 درجه و 37 دقيقه عرض جغرافيايي قرار دارد. ارتفاع روستا از سطح دريا 1460 متر مي باشد. فاصله مركزي شهرستان جغتاي تا روستا 5 كيلومتر مي باشد . 3- پستي و بلندي: اين روستا در ناحيه كوهستاني قرار گرفته و جزء روستاهاي كوهپايه به حساب مي آيد و رشته كوه البرز در جنوب آن واقع شده است و از نظر پستي و بلندي مي توان به دو بخش دشت و كوهستان تقسيم مي شود. در بخش كوهستاني روستا باغهاي ميوه قرار دارد و در بخش دشت آن زمينهاي كشاورزي قرار دارد كه قسمت اعظم كشاورزي روستا در اين قسمت واقع شده است عمده محصولاتي كه در اين روستا به دست مي آيد ، شامل محصولات باغي در بخش كوهستاني از قبيل انگور، گلابي، سيب، زردآلود، هلو، انار، گيلاس و ........... و در دشت اين روستا محصولات عمده عبارتند از : گندم، جو، چغندر قند، هندوانه، خربزه و زيره و ........ 4 – آب و هوا اين روستا به دليل واقع شدن در منطقه كوهستاني از آب و هواي معتدل كوهستاني برخوردار مي باشد. به طور كلي دو جريان آب و هوايي در اين روستا وجود دارد: الف- جريان هوايي كه از طرف شرق مي وزد كه باد نيشابور نام دارد. ب- جريان هوايي كه از طرف جنوب غربي مي وزد كه باد گرگان نام دارد. و همين جريان آب و هوايي كه باعث نزولات جوي برف و باران و وزش بادهاي سرد در زمستان مي شود . ميزان بارندگي منطقه در سال حدود 250 تا 300M مي باشد. البته سالهايي هم پيش آمده كه ميزان بارندگي 450M هم فراتر رفته است. از آنجا كه بيشتر كشاورزي اين منطقه كوهپايه از قنات و رودخانه است ميزان بارش برف تاثير زيادي در آب دهي قناتها و رودخانه ها خواهد داشت. حداقل و حداكثر دما در اين منطقه بين 10- درجه و 39+ درجه در زمستان و تابستان مي باشد. 5- رودخانه ها: نمي توان گفت در اين روستا رودخانه دائمي وجود دارد، فقط چند رودخانه فصلي وجود دارد كه از جنوب به شمال در جريان هستند . مهم ترين رودخانه فصلي روستا رودخانه «بناوندر» مي باشد كه نسبتا از ميزان آب دهي خوبي در حدود 6 ليتر در ثانيه برخوردار است. و يك رودخانه فصلي ديگر به نام (رودخانه سناوي) مي باشد كه در اواسط سال ميزان آب دهي آن يك ليتر در ثانيه مي باشد. البته بستگي به بارندگي آن در سال نيز دارد به صورتي كه امسال ميزان آب دهي آن چندين برابر سالهاي قبل مي باشد. سه قنات نيز در اين روستا وجود دارد كه يكي از قناتها در داخل روستا قرار دارد و اهميت حياتي در گذشته داشته و حال نيز هم دارد، چرا كه باغات شمال روستا هم از اين قنات آبياري مي شود و در گذشته آب آشاميدني مردم از اين قنات تامين مي شد ولي امروزه به دليل آمدن برق به روستا مردم كمتر از اين آب استفاده مي كنند. منبع ديگري كه آب حمام روستا از آن تامين مي شود رودخانه «خوشباز» است كه در گذشته از رودخانه هاي پر آب اين روستا بوده، ولي امروزه خشك شده و به صورت چشمه در پائين كوه درآمده است. قناتها و چشمه هاي ديگري نيز وجود دارد كه امروزه به دليل خشكسالي هاي پي در پي از اهميت افتاده و ميزان آب دهي آن بسيار كم شده است. 6- چاهها: چاهها در روستا امروزه به دليل عدم آب لوله كشي اهميت حياتي دارند، به صورتي كه در اغلب منازل يك چاه آب وجود دارد و آب شرب و مصرف آنها از همين چاهها استفاده مي شود. در گذشته به دليل نبودن برق در اين روستا به چرخ دستي آب را از چاه بيرون مي آورده اند ، ولي امروزه به دليل وجود برق از پمپ آب استفاده مي كنند و آب را به راحتي به بالاي زمين از عمق 20 متري زمين مي آورند كه متاسفانه مصرفي بي رويه از آب اين چاهها باعث كم شدن آب قنات روستا شده است. 7- پوشش گياهي: پوشش گياهي روستا از نوع مرتع مي باشد به صورتي كه در سالهايي كه بارندگي خوب است مراتع و چمنزارها سرسبز و چشم نواز است . متخصصين امر، مراتع اين روستا را از نوع درجه سه مي دانند. گياهاني كه جنبه دارويي دارند و در كوهها سبز مي شوند عبارتند از : هواشان (آويشن) ، گوند( كه از شيره آن كتيرا به وجود مي آيد ) ، كتل كاتي وزژك و گياهان خودرويي مثل : تلخه، كشك، دمبه گاوي،هور، چوز، زارع و ........... مي باشد.
[ سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 ] [ 11:58 ] [ احمد گفتی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |